آخرین‌بار

مادر فیلم مصاحبه زهرا را برای صدمین‌بار پلی می‌کند. مرد می‌گوید این پرستار کسی است که می‌گویند خستگی را خسته کرده. بار دیگر می‌پرسد
-خانم چرا نمی‌ری خونه؟
صدای زهرا از پشت ماسک، عینک و چیز‌هایی که بهش وصل است بم شده
– من با مادرم و تنها خواهرم زندگی می‌کنم اگه ناقل باشم… گریه‌های مادر نمی‌گذارد بقیه حرف‌هایش را بفهمم. صفحه گوشی را می‌بوسد و روی قلبش می‌گذارد.‌ اشک و سرفه امانش نمی‌دهد، بریده بریده می‌گوید
– برای آخرین‌بار باهات خداحافظی هم نکردم، همنشین حضرت زهرایی مادر.

تقدیم به تمام مادران شهدای مدافع سلامت

| عاطفه شاطری

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *