من کرونا را شکست می‌دهم

دیگر نمی‌خواستم از کرونا غول بسازم و از دیدن ریخت سبز بی‌قواره‌اش وحشت کنم. جعبه مدادرنگی‌هایم را آوردم و مدادهای آبی و قرمز را بیرون کشیدم. داخل حفره‌هایش یک حوض آبی‌رنگ نقاشی کردم و داخل حوض را از ماهی‌های قرمز پُر کردم. رشته‌های سبزِ بیرون‌زده‌اش مثل ساقه گیاه بود. سرِ هر کدام یک گُل کشیدم. به نقاشی نگاه کردم و لبخند زدم‌. حالا دیگر شب‌ها کابوس نمی‌دیدم.

| الهه ایزدی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *