سخت‌ترین لحظه

روی سینه‌اش با ماژیک آبی نوشته دکتر فرهاد. سرفه امانش نمی‌دهد، شانه‌هاش تکان می‌خورد. به سختی نفس می‌کشد. می‌رود سمت اتاق معاینه. برگه دفترچه را می‌کند. ماسکش را پایین می‌کشد، دستور بستری دکتر فرهاد را برای تشخیص کویید ۱۹ می‌نویسند و زیرش مهر می‌زند.
سرفه امانش را می‌برد‌ به سختی نفس می‌کشد. سرش را به پشتی صندلی تکیه می‌دهد. پرستار در را باز می‌کند. به چشمان قرمز دکتر نگاه می‌کند.‌ برگه بستری را از دست دکتر می‌گیرد. تن پرستار سنگین می‌شود روی زمین‌های سرد بیمارستان می‌نشیند.‌ تقدیم به روح شهید دکترفرهاد متخصص بیماری‌های عفونی بیمارستان بهشتی کاشان.

| عاطفه شاطری

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *