روز‌های کشدار

عاشق تفریح بود. روزهای اول هر روزش یک قرن می‌گذشت. به روز nام قرنطینه که نزدیک می‌شدند سجده‌هایش سرسره دخترش، تک درخت رو به پنجره صحرایش و فیلم‌های تکراری تلویزیون، سینما آن هم از نوع اکران ویژه برایش شد. تابه‌ی روی گاز تنور نان که می‌شد، به روستا می‌رفت. کیک‌های پیمانه شده با لیوان فرانسوی دسته‌دار او را به کافه‌های آن سر دنیا می‌برد. گاهی هم تنها پنیر پیتزا می‌توانست روزهای کشدار قرنطینه را خوشمزه کند‌‌. حالا دیگر عاشق خانه‌اش شده بود.

| نسرین رفیعی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *