تشنگی

قرنطینه بی‌حوصله‌اش کرده بود.
به چندجا برای کمک زنگ زد، اما جوابی نگرفت.
به نیت شهدای گردان کمیل از خانه بیرون رفت.
چند قدم بیشتر نرفته بود که صدایی آشنا گفت:
می‌خواهیم برای چند روستای سیل‌زده آب ببریم، هستی؟!

| سمیه شرفی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *