نان‌آوران

بچه‌ها کنار مادرشان در آرامش خوابیده‌اند. بی‌سروصدا صندوقچه‌ی خاطراتم را باز می‌کنم. نگاهم به دفتر املای کلاس اوّلم می‌افتد.
“کرونا بد است.
مامان گریه می‌کند.
بابا برای آوردن نان، جان داد.
کرونا خیلی خیلی بد است.”

| سیدمرتضی اجلالی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *