قهرمان

دکتر نگاهی به بیمار انداخت. خوابیده بود. بالای سرش نوشته شده بود «نرجس خانعلی‌زاده» علائم حیاتش را چک کرد. نفس عمیقی کشید. خودکارش را از داخل جیبش در آورد و چیزهایی داخل پرونده‌اش نوشت. دکتر پرونده نرجس را سر جایش گذاشت. خواست سراغ بیمار دیگری برود اما با صدای نرجس ایستاد «دکتر حال اون دختر بچه خوب شد» از ته دل آهی کشید و گفت «آره خانم خانعلی زاده» همچنان که اشک در چشمانش بود از آنجا دور شد. نرجس با خوشحالی چشمانش را بست.

تقدیم به روح پاک پرستار قهرمان «نرجس خانعلی زاده»

| حیدر حسینی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *