سرقت مرگ

مردی که ماسک به صورتش زده بود و عینک دودی به چشم داشت، با باز شدن درب بانک اسلحه‌اش را از جیب لباس کلاهدارش درآورد و با شتاب وارد بانک شد و فریاد کشید:
این یه سرقته! همه کارمندها از پشت میزاشون بیان اینور و بخوابن رو زمین.
همه با ترس و لرز وسط بانک، به صورت افقی جمع شدند و منتظر دستور بعدی آقای دزد شدند.
پول‌های نقد را که از بانک خارج می‌کرد یکی از مشتری‌ها پوزخندی زد و گفت: مراقب باش رفیق. عزرائیل رو بغل کردی داری با خودت بیرون می‌بریا…

| مجید حسینی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *