ببخشید

به صفحه تلویزیون خیره شد. یاد روزی افتاد که با رمز یا امام رضا (ع) سنگرشکن بی‌سنگر شد، صفحه تلویزیون همچنان تلاش پرستاران را نشان می‌داد که از جان و دل به بیماران کرونا خدمت می‌کردند، فکر کرد چه کار می­‌تواند بکند؟
سرش را به تکیه‌گاه پشتی ویلچر تکیه داد و اشک تمام چهره‌اش را پوشاند.
– پرستاران ببخشید که دست ندارم.

| محمدرضا پستک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *