معجزه

گرسنگی معده‌اش را به ضعف کِشانده بود، فرصت نکرده بود ناهار بخورد. امروز سرش شلوغ‌تر از همیشه بود.
عقربه‌های ساعتش شانزده عصر را نشان می‌داد. سُرمِ آخرین بیمار را که عوض کرد به بخش استراحت رفت. تلویزیون روشن بود. یکی از مسئولین کشور پشت تریبون اخبار می‌گفت معجزه در حال افتادن است. آمارِ بیمارانِ کرونایی کشور سیر نزولی دارد و این فقط یک معجزه الهی است.
پرستار عرق پیشانی‌اش را پاک کرد و پوزخندی زد.

| نسیم خوب‌آیند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *