در بند خدمت

یادم هست دو ماه پیش بود جلوی برج آزادی؛ وقتی داشت دسته جارویش را عقب جلو می‌کرد گفت: دیگه از فردا من نیستم تا سوژه عکس‌های تو باشم. سی سال خدمتم را پر کردم…
به گمانم حاجی دو دوتای سال‌های خدمتش را اشتباه کرده و الّا چهل روز تی‌کشی در این اتاق‌های شش تخت‌خوابه مسیح دانشوری چه معنایی می‌تواند بدهد؟!

| لطیفه سادات مرتضوی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *