پل سفید

روی پل سفید ایستاده‌ام
دست‌های بدون دستکشم را از جیب بیرون می‌آورم. سینه‌ام را پر می‌کنم از هوای تازه.
به خورشید که داشت در کارون غرق می‌شد، نگاه می‌کنم…

| معصومه عالی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *