قول

– باز هم تبریک دکتر.‌ دیگه تموم‌ شد. هنوز هم خیال ندارید برید خونه؟
دستکش لاتکس را از دستم درمی‌آورم و با لبخند، شیرینی دانمارکی را از توی جعبه بر‌می‌دارم: چرا… چرا… دیگه می‌رم.
– حتما همسرتون خیلی دلتنگتونه. دو ماه دوری شوخی نیست. اون‌هم برای یه تازه عروس‌.
لبخندی می‌زنم و زیر لب زمزمه می‌کنم: اگه تشویق اون نبود، شاید طاقت نمیاوردم..
شیرینی را توی دهانم می‌گذارم و یواشکی حلقه‌ام را لمس می‌کنم. شیرینی خاطره روز عقد و قول و قرارهایی که پایش ماندیم، دوباره توی وجودم می‌دود…

| فاطمه شایان پویا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *