زندگی ادامه داره

جانباز شیمیایی جنگ بود و با یک سرما خوردگی کوچک، دو سه ماه سرفه می‌کرد. از چند ماه پیش، تاریخ مراسم عقدکنان پسرش ۱۳ رجب و وضع حمل دخترش ۵ فروردین تعیین شده بود. حالا هر دو افتاده بود توی ایام قرنطینه کرونا.
نمی‌دانست چه باید بکند. هیچ‌کدام قابل تأخیر نبود.
برای عقدکنان تعداد مهمانان را به حداقل رساندند. او و تعدادی از بستگان با ماسک و دستکش در محضر حاضر شدند.
نوزاد خوشگل دخترش هم با سلامتی به دنیا آمد.
روی تخت بیمارستان در حالی که به شدت سرفه می‌کرد، گفت: کرونا نمی‌تونه‌ جریان امید و زندگی را متوقف کنه.
خدایا شکرت.

| علیرضا مسرتی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *