گلایه کرونا

_داشتم رکورد می‌زدم، حتی با سرعت نور هم تو مسابقه بودم که…
_ که چی؟
_ که رسیدم به ایران، هرچی سعی کردم زودتر برم، هی پاگیرم کردن.
_ چه جوری؟
_ یکی دست نمی‌شست، یکی ماسک نمی‌زد، یکی مسافرت می‌رفت، یکی نمی‌گفت با هم بودیم، به هر حال همه دست به دست هم داده بودند که من رو نگه دارن، واقعا راست میگن ایرانیا مهمون نواز هستن.
_ خب حالا چرا میری؟
_ قرنطینه نظامی شدن.
_ راستی اسمت رو نگفتی!
_ کُووید ۱۹، کُرونا.

| علیرضا حسن‌تبار

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *