مکتب تفکیک

انجمن تفکیکی‌ها به‌اندازه‌ی خود مرکز قدمت داشت.
ماه‌های اول پیرمرد سرحالی آمد و گفت: «من کس و کار ندارم! با پای خودم اومدم. چشم‌انتظار کسی هم نیستم. اگه کسی مثل منه بیاد بریم اون سالن ته حیاط رو قُرق کنیم.»
کم‌کم زیاد شدند. تفکیکی‌ها با خودشان خوش بودند و باقی سالمندان با اقوام و بازدیدکنندگانشان!
چند روزی بود که تصمیم داشتند سالن‌های دیگر خانه‌سالمندان را از سوت‌وکوری نجات دهند. با هم راه افتادند برای دیدوبازدید که دیدند پرستاری جیغ‌کشان نزدیک می‌شود.
–  وقت گیر آوردید برای عید دیدنی؟!
تا الان کجا بودید؟ امسالم باید خونه‌تون بمونید.

| حاتم ابتسام

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *